على اكبر قرشى بنابى

10

تفسير احسن الحديث (فارسى)

را براى ما توصيف كن ، جبرئيل آمده شكل مسجد اقصى را در برابر چشمان آن حضرت قرار داد ، هر چه سؤال مىكردند ، حضرت جواب مىداد . گفتند : منتظر هستيم كه كاروان بيايد تا از آنچه خبر دادى بپرسيم حضرت فرمود : وقت طلوع آفتاب كاروان شما وارد مكه خواهد شد كه شترى خاكسترى رنگ در جلو آنست ، فرداى آن مردم به طرف گردنه نگاه كرده و مىگفتند اين آفتاب است كه طلوع مىكند در همان وقت كه خورشيد طلوع مىكرد ، كاروان قريش از دور نمودار شد كه شتر خاكسترى رنگ در پيشاپيش آن بود از كاروان آنچه را كه از آن حضرت شنيده بودند پرسيدند ؟ آنها گفتند : قضيه همانست در فلان محل شترى از ما گم شد ، آبمان را در فلان محل گذاشته بوديم ، وقت برگشتن ديديم كه آب به زمين ريخته است ، اين سخن بر كفار جز طغيان نيافزود ( الميزان از امالى صدوق ) آنچه گفته شد درباره اسراء آن حضرت است ، امّا معراج از بيت المقدس از روى صخره مسجد شروع مىشود و آن حضرت به آسمانها مىرود . معراج : بنا بر روايات ، عروج آن حضرت به آسمانها از بيت المقدس شروع مىشود « 1 » لازم است در اين زمينه مطالبى و لو به اختصار گفته شود ، قبلا بايد بدانيم كه معراج آن حضرت به علّت تكامل معلومات او بوده تا چيزهايى كه لازم بود به مردم بيان فرمايد از روى بصيرت باشد ، در علل الشرائع از ثابت بن دينار نقل شده كه به امام سجاد عليه السّلام گفت : آيا خدا بامكان وصف مىشود ؟ امام فرمود : خدا از مكان برتر است ، ثابت گفت : پس چرا رسولش را به آسمانها برد ؟ حضرت فرمود : تا ملكوت آسمانها و آنچه را كه از

--> ( 1 ) در مجمع البيان در روايات نبوى آمده : « ثم اخذ جبرائيل بيدى الى الصخرة فاقعدنى عليها فاذا معراج الى السماء .